زندگی بهانه ای است برای شادی...
«شخصی که همه چیز زندگی را دوست دارد. وتقریبا آماده انجام هر کاری هست. او مشتاق زندگی است و هر آنچه را که بتواند٬ از زندگی طلب میکند. پیک نیک٬ فیلم٬ کتاب٬ ورزش٬ شهر٬ مزرعه٬ حیوانات٬ کوهها و تقریبا همه چیز را دوست دارد.
وقتی در کنارش هستید٬ متوجه خواهید شد که از آه ناله٬ گله و شکایت و نق زدن و افسوس خوردن خبری نیست. اگر باران ببارد٬ آن را دوست دارد. اگر هوا گرم باشد و یا در ترافیک گیر کند به جای غرغر کردن به استقبالش میرود. حتی اگر روزی از خواب برخیزد و ببیند که بینی و بازوانش کج و کوله شده است٬ ناله و تضرع سر نمیدهد! از ظاهر و قیافه خود خشنود است.
اگر سال ها زندگی اش را پی بگیرید مشاهده خواهید کرد که همیشه خرسند و خشنود بوده و هیچگاه در آرزومندی بسر نمی برد.او مانند کودکی دنیا را با ظواهرش پذیرفته است. اگر از او بپرسید چه چیز را دوست ندارد٬ به سختی کلامی برای پاسخ می یابد. او این توانایی را دارد که به جای گذشته و آینده فقط در حال زندگی کند. چنین شخصی هرگز آلت دست و قربانی احساسات منفی نمیشود.»
شاید در نگاه اول تصویر این شخص٬ انسان متعادلی را نشان ندهد!
چگونه انسان با دیدن این همه اندوه و رنج و فقر و بیماری و بی عدالتی و باز هم شاد باشد. چگونه میتوان با دیدین اینها حتی لبخندی بر لبان جاری کرد.
اما باید بدانیم
«فقر و گرسنگی و انواع بیماریها نیز بخشی از تکامل جهان را تشکیل میدهند رنج و عذاب و تمنای ما برای پایان دادن به دردها نیز به نوبه خود بخشی از تکامل گیتی است.»
نباید غم را بدرون روحمان راه دهیم٬باید بگذاریم روحمان سر خوش شادیهایش باشد. از هرکس و هرچیزی که ترویج اندوه میکند فاصله بگیریم.
افسردگی و غم روح ما را تسخیر میکند٬ اگر دیر بجنبیم.باید از ته دلمان قهقهه سر بدهیم٬ همین الان!.
«نباید حاضر باشیم حتی یک لحظه وقت خود را صرف شکوه و شکایت کنیم.بلکه به جای آن٬ برای تغییر وضعیت نامطلوب زندگی تلاش میکنیم. و از اینکه رویدادهای گذشته زندگیمان موفق نبوده احساس گناه نمیکنیم.» بناهای متروک(افکار غم آلود) را ویران میکنیم و بناهای نو(افکار شادی آفرین) را جایگزین میکنیم.
شاد هستیم و شادی میافرینیم٬ زندگی میکنیم و از زندگی لذت میببریم.
قسمتهای داخل گیومه نقل از کتاب "عظمت خود را در یابید" نوشته "وین دایر"


