بوی عید کم کم به مشام میرسد، سال 85 با همه فراز و نشیبش دارد به پایان می رسد و قرار است نوروز بیاید!
هرکس به دنبال دلیلی می گردد که بتواند خود را قانع کند که از آمدن عید خوشحال باشد.
شرایط بد زندگی همه را بی انگیزه کرده، اوضاع بد جامعه، فضای بسته سیاسی و وجود فقر و فحشا و دیدن آدمهایی که در آرزوی لباس نو هستند و مجبورند به بچه هایشان بفهمانند که نوروز هم مانند ایام دیگر است چه لزومی دارد آدم حتما لباس نو بپوشد! و لابد آجیل را در خواب میبینندو شیرینی را در رویا و حتما خواب و رویایشان را هم برای کودکانشان تعریف نمیکنند که اگر سر صحبت باز شود شاید آنها قشنگترش را دیده باشند! سبزی پلو با ماهی شب عید را دیگر فراموش کرده اند نه به این علت که حافظه اشان ضعیف است...
همه ی اینها را میدانم و خوب میدانم که در این وانفسا از امید و شادی و انگیزه نوشتن شاید احمقانه به نظر آید! میدانم اگر بگویم هنوز هم انگیزه است شاید همه فکر کنند یا دیوانه ام یا مرفه بی درد!
اما میخواهم بگویم نباید دست روی دست گذاشت و مصیبت وار به لحظه ها نگریست، هنوز با همه این اوضاع بوی عید را می شنوم و میخواهم با آن زمستان را به سر کنم، هنوز میخواهم بگویم آمدن عید را به نیامدنش ترجیح میدهم، هنوز هم میخواهم از لحظه تحویل سال به وجد بیایم و باور کنم که دعای لحظه تحویل سال حتما بر آورده میشود، هنوز میخواهم از عیدی گرفتن لدت ببرم، هنوز میخواهم مسحور سفره شگفت انگیز هفت سین باشم، هنوز میخواهم نگران ماهی قرمز داخل تنگ باشم هنوز هم میخواهم "نوروز" ، نو روزم باشد ...
اگر به آدمها نگاه کنیم شاید خیلی ها باشند که ما بتوانیم به آنها کمک کنیم، پس ما اوضاع امان از خیلی ها بهتر است،قدرت شاد کردن دیگران را داریم و چه قدرت و امیدی بالاتر از اینکه این توانایی را داشته باشی که لبخندی از امید بر لب کسی بنشانی. سال 86 را سال امید، عشق، صلح، آزادی، دوست داشتن، آرامش، زیبایی و خدا میخواهیم و برای رسیدن به آن تلاش میکنیم.
آدمهایی را که میتوانیم به آنها کمکی کنیم فراموش نکنید و شنیدن ترانه زیبای "فرهاد مهراد" را هم در این ایام از دست ندهید...
بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذ رنگی، بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو، بوی یاس جا نماز ترمه ی مادر بزرگ...
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیم و در میکنم...
حتما قضیه ساخت فیلم 300 را شنیده اید، موضوع این فیلم آن طور که در خبرها آمده مربوط می شود به این که 300 نفر سرباز یونانی پاک دامن در راه آزادی و دموکراسی با 120000 نفر سرباز ایرانی وحشی(!) مبارزه میکنند و در نهایت آن 300 نفر با افتخار و برای آزادی، جان خود را فدا میکنند و در عوض ایرانی های وحشی پیروز این جنگ می شوند! پیروزی که از هر شکستی ننگین تر است! شاید شبیه پیروزی یزید بر حسین و یارانش!
موضوع مهم اینجاست که این فیلم اینروزها در دنیا به اکران در آمده است و نمیتوان برای جلوگیری از اکران آن کاری به عمل آورد! اما ما چه وظیفه ای در مقابل این کار داریم؟
بعضی دوستان پروژه ساخت بمب گوگلی را مطرح کرده اند که به نظر من هم تنها کاری است که میتوانیم در این فرصت انجام دهیم...
برای این کار دوستان ما سایتی را طراحی کرده اند که قرار است در آن تصویرهای زیبایی از ایران باستان قرار گیرد و ما وظیفه داریم که این سایت را به صفحه اول search گوگل ارتقا دهیم تا بمب گوگلی عمل کند.
برای موفق شدن بمب گوگلی باید همه بلاگرها لینک سایتی را که قرار است در صفحه اول جستجوی گوگل ظاهر شود را در وبلاگ خود لینک کنند...
یادتان باشد "لینک سایت" را به صورتیکه به یک "لوگو" لینک میدهید لینک کنید و نه به شکل دیگری!
اگر وبلاگ یا وبسایت دارید به آدرس http://300themovie.info به شکل زیر لینک بدید:
<a href="http://300themovie.info">300 the movie </a>
مطالب مرتبط ...
این سخنان آقای فیاض زاهد را که درباره ی اظهارات عجیب جناب احمدی نژاد بیان شد را بدون هیچ توضیح اضافه ای در اینجا نقل می کنم...
(برای پیش آگهی خوانندگان لازم است بگویم که احمدی نژاد در جمع مردم گیلان گفته بود برخلاف ديدگاه بعضي افراد! من معتقدم زنان گيلاني با حفظ عفاف خود در عرصههاي مختلف كشاورزي حضور داشتهاند.)
.
...از آن تاريخ تا دوران معاصر كه گيلانيان در كنار آذربايجانيان و ساير دلير مردان اين سرزمين، درخت نحيف مشروطه را پاس داشتند و در مقابل غول استبداد محمدعليشاهي سربرآوردند، گيلانيان پيشگام شريعت، ديانت و آزادگي بودند. از دوران قاجار كمتر خانوادهاي در گيلان يافت ميشد كه فردي را براي تحصيل به فرنگ نفرستاده است. شايد نتايج مشروطه و شكست استبداد كه شروع شد، برخي كه اصرار دارند همه بلايا را از زير سر انگليسيها تحليل كنند، ساخت لطيفهها و جوكهاي سخيف در باب دو قوم بزرگ هوشمند و باغيرت آذربايجاني و گيلاني را به كينهاي مربوط ميدانند كه از آنها به دل گرفتهاند.
جناب احمدی نژاد
آيا ميدانيد در كدام سرزمين به طرح چنين سخنان غيرمنتظرهاي اقدام كردهايد؟هيچ ميدانيد بر سفره نشستيد و نمكدان شكستيد؟
آيا ميدانيد اسلام و مذهبي كه خود را سينهچاك و مدافع آن ميدانيد، در نتيجه اراده گيلانيها به ديگر نقاط ايران گسترش يافته است؟معلوم نيست چه كساني مشاوران شما در سخن گفتن هستند. خدا ميداند قصد نداشتم ديگر درباره اظهارات شما چيزي بنويسم، اما ترسيدم در شرايط فعلي كشور برخي رفتارهاي نادرست مشكلي را در گوشهاي از سرزمين مادري سبب شود.آقاي رئيس،آيا نام ميرزاكوچك خان جنگلي را شنيدهايد؟ آيا با آيات عظام بهجت، رشتي، بحرالعلوم، ضيابري، رودباري، فيض مغربي و... آشنايي داريد؟
آيا فكر ميكنيد هر چيزي به ذهنتان ميرسد بايد بر زبان جاري كنيد؟اگر گيلانيان با شرافت و مهماننواز، حرمت شما را نگه داشتند و بغض فروخوردند و شكوه به دادار سپردند، نه براي ترسشان بود كه دوستانتان در ايام دهه فجر تنها يك نمونه از شجاعت و دليري يكي از فرزندانش در مقابله با رژيم سفاك پهلوي را بارها در سيماي جمهوري اسلامي پس از نزديك به سه دهه به تصوير كشيدند!
جناب احمدی نژاد
باران لطیف است، گيلانيان را آرام و اهل خرد و بردباري بار آورده و زيتون نماد صلح و دوستي است، اما يادتان باشد همان جنگل به مردم آموخته است كه ستبر و قوي باشند.زنان گيلان عفيف و پاكند، نه چون در مزارع كار ميكنند، آنها هرجا كه بودهاند چنين هستند. آقاي رئيس، به نظر ميرسد با اين سخنان به مردم گيلان و شرافتشان ظلم روا شده است. حداقل در اين سخنان انديشه كنيد و نشان دهيد حرمت مهماننوازي را درك ميكنيد.
متن کامل:
رفتن شهرام جزایری را به نظر من باید در رده فرار مغزها به حساب آوریم! باید ناراحت باشیم ما هنرمند بزرگی را از دست داده ایم و این جای بسی تاسف دارد! 
من به شخصه برای رفتن این مرد متاسفم! او چقدر آدم بدی هست، بعد از مدتها در این مملکت هنر نمایش خیمه شب بازی و تئاتر و پانتومیم و غیره داشت پا میگرفت! خیلی بد شد. به نظرم او و دست اندرکاران این نمایش هنرمندانه و 5 ساله را باید پدر خیمه شب بازی ایران بنامیم! آنها باردیگر هنری را در این مملکت بیدار کردند و به مردم عزیز عرضه داشتند و هرچند که شهرام رفت اما جای نگرانی نیست راه او ادامه خواهد یافت و جانشینان بر حق زیادی خواهند بود که میتوانند راه او را ادامه دهند و حتی اگر شده این هنر را به جهان صادر کنیم تا مردم جهان هم حال کنند! ما در اینجا یکسری از دلایل فرار شهرام خان را بررسی میکنیم که چیزی گفته باشیم!
شهرام فرار کرد چون حوصله اش در زندان سر رفته بود
شهرام فرار کرد چون تشخیص داد به اندازه کافی مجازات این مقدار پولی را که دزدیده، دیده است.
شهرام فرار کرد چون فکر میکرد چرا بقیه که مثل او پولدار شده اند نباید به زندان بروند.
شهرام فرار کرد چون دوست داشت دنیا را بگردد قبل از آنکه پیر شود.
شهرام فرار کرد چون مردمش را دوست داشت و نمیخواست آنها بیش از این سر کار باشند!
شهرام فرار کرد چون خیلی ها دوست داشتند او فرار کند.
شهرام فرار کرد چون اگر فرار نمیکرد اتفاق عجیبی می افتاد!
شهرام فرار کرد چون اصلا قرار نبود دادگاهی اش این همه طول بکشد و گویا با او نامردی کردند!
شهرام فرار کرد تا مشت مجکمی به دهان یاوه گویان بزند و ثابت کند که کار اقتصادی در ایران ریسک بالایی ندارد!
شهرام فرار کرد چون پول داشت.
شهرام فرار کرد چون فراری اش دادند!
راستی یک قضیه هم برای من حل نشده باقی مانده است با همه این موضوعات من نمیفهمم شهرام جزایری چرا اینقدر محبوب شده است!
چرا مردم با او همذات پنداری میکنند؟ عجب ملت با حالی هستیم دزد به ما زده نشستیم میخندیم و میگوییم دمش گرم که رو دم همه گذاشت!
و یک موضوع دیگر که ربطش را خودتان پیدا کنید...
نمیدانم احمد باطبی در چه حال است در اخبار آمده بود که اوضاع اش زیاد رو به راه نیست امیدوارم حالش خوب باشد و هرچه زودتر از زندان آزاد شود.

