این بلاگفا واقعا من و خسته کرده، من هم مثل خیلی از بلاگرهای دیگه از پرشین بلاگ شروع کردم و بعد از مدتی اومدم بلاگفا، اونوقتا فکر میکردم که اینجا چه خبره!
من که حسابی کلافه شدم و انگیزه نوشتن و از دست دادم. از ده باری که به بلاگفا یا وبلاگها سر میزنی 9 بار ارور میده: سایت در حال بروز رسانی است!
آقا این یعنی چی آخه؟!
اخبار مربوط به فروش بلاگفا که چند وقت پیش شایع شده بود حال خیلی ها از جمله خود من رو گرفت، همه فکر میکردیم شاید اوضاع خراب بشه، اما حالا میشه گفت که از سیاهی بالاتر که رنگی نیست!
من پیشنهادم این که بهتر فروخته بشه یا.... . خود دانید من یکی که حوصله اساس کشی رو ندارم!
خودتون تعطیلش کنید لا اقل بندازیم گردن شما! من که دلم نمیاد خودم تعطیلش کنم! البته ظاهرا تعطیل به نظر میرسه...
نمیدونم شاید دیگه ننویسم شایدم بنویسم فعلا که خیلی کلافم و عصبی!
"درباره این مقوله نمیتوانم نظر دهم علمش را ندارم"
تا حالا در وبلاگهای ایرانی این جمله را دیده ابد! من که چنین چیزی ندیده ام! خوب البته میدانم انتظار نا معقول دارم٬ مگر میشود ایرانی جماعت چیزی را نداند!
معمولا همه ایرانیها پزشک٬ قاضی٬ داور(انواع رشته های ورزشی)٬ مهندس(انواع رشته های فنی)٬ کارشناس مسائل اجتماعی٬ سیاسی٬ مذهبی و... همه چیز دیگر هستند!
حالا فرض کنید همین ایرانی بشود وبلاگ نویس! حالا دیگر از فحش بدتر برای او این است که به او بگویی در مورد این موضوع اظهار نظر نکن در تخصص تو نیست! یا از او انتقاد کنی! یا خلاصه چیزی بگویی که خوشش نیایید.
میدانی چه مشود؟
خوب معلوم است میرود دوستانش را خبر میکند که بیا بریم دعوا! بلافاصله قمه ها از قلاف بیرون میاید! 1...2....3 حمله! هرکس به طریقی٬ یکی طنز مینویسد دیگری جد!
یکی از مسائل خانوادگی افشا میکند! دیگری ایمیلهای طرف مقابل را در وبلاگش میاورد! لابد یکی هم sms هایی که از طرف دارد را در وبلاگش مینویسد...
خلاصه اینکه همدیگر را تا قصد کشت کتک میزنند! حالا ادعای گفتمان ضد خشونت اینها هم گوش فلک را کر میکند!
در اینها اگر دقیق شوی میبینی که فکر میکنند نصف مرم ایران اینها را میشناسند!
یکی نیست به اینها بگوید که آخر عمو حان! "حسین درخشان" را پنجاه هزار نفر هم در ایران نمیشناسند٬ چه برسد به شما ها! شماها فکر میکنید کی هستید! گول تعداد وبلاگها را نخورید و فکر نکنید که همه اینها شما ها را میشناسند! خوب میدانید که بیشتر از هفتاد درصد اینها "هرزلاگ" هستند! که اصلا در باغ وبلاگستان نیستند. درصدی از اینها "وبلاگ" هستند که هرچند نام شما را شنیده اند اما آرزو میکنند کاش نشنیده بودند! میماند باقی که با خودتان سر گردانید...
جالب است که بدانید اینها به شدت خود را نو اندیش٬ روشنفکر و آزاد اندیش میپندارند! طوری که قدرت تجزیه و تحلیل همه چیز را دارند٬ اما اگر در وبلاگهایشان دقبق شوی میبینی که کمتر پستی راجع به مسائل مهم کشور یا مسائل اجتماعی که جامعه با آن دست به گریبان است میگذارند.
کارشان این است٬ یا از خاطراتشان مینویسند٬ یا از کتابهایی که در تخیلشان خوانده اند! و یا از سیگار کشیدنشان!
یا هم دنبال ضایع کردن دیگر وبلاگ نویسان هستند تا از آن طریق برای خود اعتباری و شهرتی کسب کنند! که این مورد آخر از همه شایع تر است...
دوستان عزیز توصیه میکنم قمه کشی و عربده کشی را کنار بگذارید و قدر این تریبون را بدانید. تا در و پیکر وبلاگستان را هم گل نگرفته اند٬ فرصت را غنیمت شمرید و در جهت آگاهی مردمتان گام بردارید اگر صادقانه برای مردم بنویسید شهرت هم خواهید یافت مطمئن باشید.
بهمن قبادی، فیلمساز ایرانی با یک فیلمساز فرانسوی به صورت مشترک، برنده جایزه بزرگ جشنواره فیلم سن سباستین اسپانیا شد.
نیوه مانگ (نیمه ماه) ساخته بهمن قبادی و پسرم به کارگردانی مارتیل فوژه رون توانستند به صورت مشترک جایزه صدف طلایی را به خود اختصاص دهند.
منتقدان به هنگام اعلام نام فیلم پسرم به عنوان برنده جایزه صدف طلایی به سر و صدا پرداختند و از این تصمیم هیات داوران به انتقاد پرداختند.
اما اعطای جایزه به بهمن قبادی برای نیوه مانگ با استقبال این منتقدان روبرو شد.
آقای قبادی قبلا در سال 2004 هم برای فیلم لاک پشت ها پرواز می کنند جایزه صدف طلایی را به خود اختصاص داده بود.
سن سباستین، معتبرترین جشنواره فیلم در میان کشورهای اسپانیایی زبان است.
جشنواره فیلم سن سباستین که در سال 1953 اولین دوره خود را برگزار کرد در اروپا پس از جشنواره های کن، برلین و ونیز در جایگاه چهارم قرار دارد.
نیوه مانگ بهمن قبادی به غیر از جایزه صدف طلایی، موفق به کسب جوایز بهترین فیلم برداری و جایزه انجمن بین المللی منتقدان فیلم(فیپرشی) نیز شده است.
فیلم نیوه مانگ امسال از سوی عراق برای شرکت در اسکار بهترین فیلم خارجی معرفی شده است.
هیات داوران جشنواره به ریاست ژان مورو، بازیگر قدیمی فرانسوی، جایزه بهترین بازیگری را به خوآن دیه گو برای فیلم ترکم کن اهدا کردند.
ناتالی بیه، بازیگر فیلم پسرم نیز جایزه بهترین هنرپیشه زن را از آن خود کرد.
راهی به سوی سن دیه گو ساخته کارلوس سورین، فیلمساز آرژانتینی نیز توانست جایزه ویژه هیات داوران را به خود اختصاص دهد.
تام دیسیلو از آمریکا هم جایزه بهترین کارگردانی و فیلمنامه را برای فیلم هذیان به دست آورد.
منبع BBC
من چقدر نمیدانم! زیبا نمیبینم!
خدایم را میخواهم٬ باغبانم را میخواهم٬ ساحل میخواهم٬ تنهایی آزارم میدهد!
«در کتابخانه ات را ببند٬ مثنوی را بر روی هم نه٬ هزارها فیش تحقیق و یادداشت و استنساخهایت را در جعبه بگذار و درش را قفل کن. از فراز عرش مولوی و قله ی استغنای بودائی و عالم مثل افلاطونی فرود آی٬ معبد عیسی مسیح را ترک کن٬ از پشت میز تحقیق و کرسی تدریس بیرون آی٬ جامه هایت را بریز٬ عریان شو! تنت را به خورشید داغ طبیعت بسپار٬ فکر مکن٬ فقط حس کن٬ لمس کن٬ بکوش تا با وجودت بفهمی٬ با پوستت درک کنی٬ تمامی خودت را به احساس بسپار٬ بگذار تا او تا هرجا که میخواهد ببردت٬ در کارش دخالت مکن! تصمیم مگیر٬ نتیجه گیری مکن٬ بیاد نیار٬ در حرف زدن کاری کن که کلمات از مغزت بیرون نیاییند٬ در زیر پوستت٬ مغز استخوانت٬ خونت٬ تپش دلت ساخته شوندو بیرون بریزند. خود را در حس کردن محض رها کن!
کشتی مران٬ قایق سواری مکن٬ شنا مکن٬ تنت را به آب ده تا امواج ببرندت٬ بر روی ماسه های مرطوب بیفت٬ رها شده و خود را به خاک سپرده! بگذار تا دوستت آنقدر بر سرت ماسه بریزد تا پنهان شوی٬ تا چانه در ماسه ها فرو بردت٬ تو را مثل یک درخت در زمین غرس کند٬ تا دوباره بروئی٬ اگر یک عمر فلسفیدن و عملیدن و منطقیدن و خیالیدن و لفضیدن ریشه جانت را نخشکانده باشد"(اگر دکتر جان!!!)"
فکر و خیال و کلام از درون تو را نپوسانده باشد٬ اگر یک ریشه زنده٬ یک ذره جوهر حیات و یک قطره شیره زندگی در تو مانده باشد٬ جوانه میزنی٬ میرویی٬ رشد و نمو میکنی٬ به برگ و بار مینشینی و سایه و ثمر میدهی. باغبانت مهربان و ماهر است. هوشیار و صبور است. او برکت خاک است و مهر زمین و مهربانی بهار و نوازش باران و عشق آفتاب.»
«ناز انگشتهای بارون او باغت میکنه میون جنگلا طاقت میکنه»
دکتر که بیراه نمیگوید٬ خوب حتما میشود دیگر!! امتحانش میکنیم...
....مخاطب های آشنا دکتر شریعتی....


