تبليغاتX
type="text/javascript">document.location.href='www.delbastegi.wordpress.com/index.html' دلبستگی

شور دوباره
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت

 

کمبود فیلم های دلچسب اینروزها من را واقعا بی انگیزه برای نوشتن از سینما کرده کرده  البته "به آهستگی" و "یک تکه نان" را روی پرده داشتیم که فیلمهای قابلی بحثی بودن به خصوص "به آهستگی". در کل چندان روزهای خوبی رو نداشتیم. اما به نظر انگیزه نوشتن دوباره میتواند بازگردد!

فيلم‌هایی پشت گيشه سينماها به صف شده‌اند. مهمترين فيلمي كه توانست در جشنواره فيلم فجر جوايز بسياري را كسب كند و هم اكنون در انتظار نوبت اكران قرار دارد،فيلمي از ابراهيم حاتمي‌كيا با عنوان «به نام پدر» است.در اين فيلم پرويز پرستويي،گلشيفته فراهاني،مهتاب نصير پور به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
اين فيلم همانند فيلم‌هاي ديگر حاتمي‌كيا داستاني جنجال برانگيز درباره اختلاف دو نسل دارد و همچون گذشته با موضوع دفاع مقدس ساخته شده است.
يكي ديگر از فيلم‌هايي كه در انتظار اكران در فصل تابستان پشت گيشه منتظر مانده،فيلم «تقاطع» ساخته ابوالحسن داوودي است اين فيلم كه داستان زندگي چند شخصيت را به طور موازي دنبال مي كند توانست توجه بسياري از منتقدان را جلب کند.
در اين فيلم كه براي اولين بار در سينماي ايران صحنه‌هاي برخورد اتومبيل‌ها به صورت واقعي ساخته شده،بهرام رادان،بيژن امكانيان،فاطمه معتمد آريا،مجيد مظفري و... به ايفاي نقش پرداخته‌اند.اگر چه «تقاطع» نگاهي تلخ دارد،اما سازندگان آن پيش‌بيني فروش خوبي براي اين فيلم دارند.
«عصر جمعه» ساخته مونا زندي فيلمساز جوان كشورمان يكي ديگر از اين فيلم‌هاست كه در جشنواره موفق به دريافت سيمرغ بلورين شد.
هانيه توسلي،رؤيا نونهالي بازيگران اين فيلم هستند.«عصر جمعه» قصه‌اي اجتماعي دارد كه رابطه آدم‌هاي يك خانواده را بررسي مي‌كند.
«كافه ستاره» ساخته سامان مقدم فيلم ديگري است كه توليد كنندگان آن اميد زيادي به فروش اين فيلم دارند.اين فيلم نيز داستاني اجتماعي دارد و قصه زندگي سه زن را به طور متقاطع نمايش مي‌دهد.
در اين فيلم افسانه بايگان،رؤيا تيموريان،هانيه توسلي،نگار فروزنده،پژمان بازغي،حامد بهداد،ايرج نوذري و.. به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
چنانچه فيلم‌هاي فوق بتوانند به فروش بالايي همچون فيلم‌هاي فصل بهار دست يابند،سينماي ايران به لحاظ اقتصادي سال پر رونق و كم سابقه‌اي را پشت سر خواهد گذاشت.

اطلاعات از سایت سینمای ما

 

نوشته شده توسط تنها | موضوع: سینما | لینک ثابت |
مادر
شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ساعت

 

به نام خدایی که زیباترین تابلوی آفرینش«مادر»  را آفرید

 

سلام به مادر

مادر چه دارم که تقدیمت کنم...

زندگی نداشته ام را تقدیم تو میکنم. میدانی که چقدر سخت است! اما فدای یک تار مویت٬ فدای قلب زیبایت. فدای چشمان دریایت.

در روزگاری که دوست داشتن را هم باید خرید٬ تو اینگونه رایگان محبت  هدیه میکنی. تو فرشته ای و من چه گستاخانه از تو انتظار خدا بودن دارم. انتظار من بی ادبی است مرا ببخش.

قلم الکن من کی تواند وسعت عظمت تو را به تصویر بکشد.

 

نوشته شده توسط تنها | موضوع: عمومی | لینک ثابت
طبل توخالی
جمعه شانزدهم تیر 1385 ساعت

 

حکایت  طبل تو خالی را حتما شنیده اید٬ وقتی به آن میکوبی همه کس میشنوند و میپندارند که منبع این صدا باید از قدرتی بالا برخوردار باشد که اینچنین افلاک را در مینوردد!

سری جدید برنامه کوله پشتی شروع شد و من انتظار میکشیدم که چهره متفاوتی را از آقای حسنی ببینم٬ حداقل از حرفهای خودش بر می آمد که از کلیشه بیزار است. البته که این جمله ژست قشنگی بود که گرفتنش از این مجری توانا چندان دور از ذهن نبود!

برنامه کوله پشتی برنامه ایست که معمولا از نوابغ و تحصیل کرده های این مرز و بوم  دعوت میکند کسانی که اگر سی سال از عمرشان گذشته باشد معمولا بیشتر از بیست سالش را جزء کتاب چیزی ندیده اند! متاسفانه یا خوشبختانه کتاب هم که به آدمها بی ادبی و وراجی یاد نمیدهد!

آقای حسنی! نشان دادن قدرت بیان به این آدمها و دست انداختن آنها به خدا "هنر" نیست. نمیدانم چه عاملی شما را به این روز انداخته که از دست انداختن دیگران لذت میبرید! آن هم دست انداختن کسانی که در عمرشان هیچوقت فرصتی برای تمرین وراجی نداشته اند.

آقای فرزاد حسنی! من هم قبول دارم که شما در سخن راندن توانا هستید اما چنان برانید که افسار زبان در دستتان باشد.

آقای حسنی! خوب است که شما نماینده هنرمندان سینما در مجریگری نیستید. خوشبختانه شما که جزء بازی در چند سریال ضعیف آنهم در کاراکترهای رده چندم! چیزی در کارنامه خود ندارید، پس بهتر است به "هنر"مند بودنتان ننازید.

آقای حسنی! شما که در حرفهایتان مدام از خدا و اخلاقیات سخن میگویید٬ بیایید به حرفهای خودتان اعتقاد بیاورید. باور کنید تمسخر کردن آدمها در هر مذهبی محکوم است.

آقای حسنی! برای فرار از کلیشه هم که شده بیایید تغییر کنید، شاید بتوانید از شدت نفرت هوادارن سابقتان بکاهید. یک زمانی فکر میکردم شما از اعتماد به نفس زیادی به غرور رسیده اید! اما اکنون به اشتباه ام اعتراف میکنم٬ شما مجریگری را با غرور آغاز کرده اید این کارهای شما ربطی به اعتماد به نفس ندارد.

سخن آخرم  اینست که غرور شما باعث منفور شدنتان شده است. خود را در یابید!

نوشته شده توسط تنها | موضوع: عمومی | لینک ثابت |

نقل مطالب فقط با ذکر نام وبلاگ و لینک مطلب مجاز می باشد