قبل از هرچیزی باید بگم که جای بسی شرمندگی داره که وبلاگ دو هفته Up نشه!!!
و اما راجع به فیلم:
شاید بد نباشه که نقد این فیلم رو با دفاع کارگردانش شروع کنم!
تهمينه ميلاني كارگردان سينما گفت: با توجه به شناختي كه از برخي از منتقدان دارم، درانتظار برخورد تند برخي ازآنها با فيلم «آتش بس» هستم!
كارگردان فيلم «آتش بس» كه درنشست خبري اين فيلم در (ايرنا) سخن مي گفت،در ادامه تصريح كرد:منتقدان صادق با فيلم منصفانه برخورد خواهند كرد ولي منتقداني كه باشخص من وتفكراتم مشكل دارند برخورد تخريبي با فيلم خواهند داشت وقطعا به اين فيلم حمله مي كنند.
وي به حضورنداشتن اين فيلم دربخش مسابقه ي جشنواره ي فجر سال گذشته اشاره كرد وگفت: استقبال بي نظير مردم ازآتش بس نشان داد كه مسئولان جشنواره از سال آينده بايد، درزمينه انتخاب فيلمها توجه بيشتري کنند
ميلاني با طرح اين پرسش كه چرا بايد برخي از فيلم هاي ضعيف دربخش مسابقه قرار گيرند و «آتش بس» در بخش مهمان باشد، گفت: برخي مي گفتند فيلم شما در حد استانداردهاي سينماي ملي نيست ، درحاليكه اين فيلم درجشنواره فجر براي مهمانان خارجي به نمايش درآمد و آنها به جاي استقبال از فيلمهايي كه فقر و فلاكت را دركشورمان نشان مي دهند، از «آتش بس» استقبال كردندو خواستار حضوراين فيلم درجشنوارههاي خود شدند.
واما.....
این فیلم را به طور کلی می توان به دو قسمت تقسیم کرد، قسمت اول فیلم، شامل آدمهای غیر واقعی اما جذاب، که به نظر من قسمت ضعیف فیلم می باشد.
اما قسمت دوم فیلم که از شکاکی یوسف و رابطه های دوستان آنها آغاز می شود فیلم به سمت رئال شدن میرود که کاراکترها را بسیار ملموس تر و دوست داشتنی تر میکند مخصوصا کاراکتر یوسف.
فیلم از دیالوگ بسیار قوی و جذابی سود می برد. شوخی ها به هیچ وجه تکراری، بی مزه و سبک نیستند، برخلاف مواردی که در اکثر طنزهای سینمایی وتلویزیونی ما دیده می شوند.
بازیگران این فیلم، افشار و گلزار هم که معمولا کلیشه های ثابت سینمای ما هستند! خوب از پس نقش هایشان بر آمدند.
اما کاراکترهای مجهول زیادی هم وحود دارد که جزو نقاط ضعف فیلم است.
فروش خوب این فیلم هم گواه استقبال مردم از این فیلم است.
اسم هوو رو گذاشتن فیلم سیمایی! به بدترین نحو ممکن به سینما توهین میکنند. البته من از داود نژاد بیشتر از این انتظار نداشتم! کارگردانی ضعیف و بازیگران آماتور! فقط برای عطاران متاسفم که بازی در این فیلم رو قبول کرد! از فیلمنامه هم چیزی نگم بهتره چون بعید میدونم وجود داشت! در مورد این فیلم نقد معنی نداره! فقط یه درد دل کردم واسه تسکین اعصاب!
کاش حداقل اسمشو نمیذاشتن فیلم کمدی، بیچاره چاپلین!!!
انتظار تا آتش بس!
این هم جدول فروش هفتگی سینما بدون هیچ توضیحی!
:: سينماي ايران - به ميليون تومان
آتش بس (6 روز) 53 ازدواج به سبك ايراني (26 روز) 200 زير درخت هلو (54 روز) 412 هوو (40 روز) 244 مرباي شيرين (13 روز)27 يک تکه نان (40 روز) 65
چرا مردم به سینما نمیروند؟ و اگر بروند!
چرا به فیلمهای عمیق توجهی نمیکنند؟! این سوالی است که همیشه
در ذهن من وجود دارد چرا فیلمهای بزرگ در ایران 
معمولا کم بیننده هستند و مورد استقبال بیننده های عام قرار نمیگیرند برای مثال وقتی فیلم بی نظیر"خیلی دور خیلی نزدیک" میر کریمی اکران شد با افرادی که در مورد این فیلم صحبت می کردم اکثرا از این فیلم خوششان نیامده بود.
و فیلم را کسل کننده می دانستند! و یا فیلم "یک بوس کوچولو" فرمان آرا با آن فیلم نامه جالب را بیننده عام «سر درگم»! لقب میدهد. و یا فیلم "حکم" کیمیایی که جندان گل نکرد!
اما در عوض فیلمهایی مثل "ازدواج به سبک ایرانی" و "زیر درخت هلو" و ...
مورد استقبال قرار میگیرد و بیننده ها با آب و تاب
از این فیلم ها تعریف میکنند! و فروش نسبتا خوبی هم دارند. شاید یک دلیل آن نگاه غیر حرفه ای بیننده باشد.
اما سوال اینجاست چه ضرورتی دارد بیننده نگاه حرفه ای داشته باشد؟! به هر حال باید ایراد کار را جایی جستجو کرد!
به نظر من ما در زمینه بازیگر به هیچ وجه مشکل نداریم!
و بازیگران ما در حد بسیار بالایی هستند.
در زمینه کارگردان هم که چندین کارگردان بزرگ داریم که گویا آنها بیشتر با این بحران دست به گریبانند!
اما به نظرم ما در زمینه فیلمنامه مشکل داریم! فیلمنامه ها اکثرا کلیشه ای هستند که گاهی نویسنده ها برای فرار از کلیشه دست به کارهای عجیب می زنند! به نظرم ما به نو آوری موضوع نیاز داریم. البته جدیدا تقلید از فیلمنامه های خارجی باب شده است! اما باید بدانیم تقلید با نو آوری متفاوت است.
یکی از سکانس های فوقالعاده این فیلم وقتی است که هدیه تهرانی در حمام با خواهرش درددل می کند و با آهستگی همراه با بغض سخن گفته و سرش را بر شانه او می گذارد.
به طور کلی آدمها در این فیلم خیلی واقعی هستند و به راحتی میتوان با آنها هم ذات پنداری کرد. اما از نکات ضععف دیگر این فیلم زمانی است که به سکانس های پایانی نزدیک می شود جایی که کاراکتر شوهر پانته آبهرام مجهول باقی می ماند و پایان فیلم که در حد فیلمی با این گارگردانی نبود!.
به طور کلی چهارشنبه سوری شاهکاری ساده از اصغر فرهادی بود.
در نهایت باید بگم که دیدن این فیلم رو به همه توصیه میکنم!
دو سه تا وبلاگ داشتم که توش مزخرف مینوشتم! که بعد از یه مدت
من و خسته میکردن ومجبور میشدم حذفشون کنم!!! اما فکر کنم این
موضوع رو دوست دارم و بتونم دووم بیارم! به شرطی که دوستان، من
رو بپذیرن و کمکم کنن! هیچ ادعایی در زمینه سینما ندارم اومدم بیشتر
یاد بگیرم و البته حرف هم بزنم!


